آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

348. کلمات جدید !

1393/8/3 21:01
نویسنده : مامان آرام
924 بازدید
اشتراک گذاری

شکلات : آداداس!

آبنبات : آباداس !

امروز صبح اومدم ببرمت مهد و دیدم با اینکه هیییییییییییییی بهت میگم کتاب دوستته و نباید پاره ش کنی بازم کتابتو پاره کردی ... چیزی بهت نگفتم ولی خودت خیلی بانمک برگشتی میگی : باز پاره ؟؟؟ نه نه نه نه نه :))

همینجوری نشسته بودی دیدم داری به خودت میگی : این نه نه نه نه ئه و دستتو تکون میدادی و این هورائه و دست میزدی :))

داشتی شام میخوردی و رو به روت عکست قاب شده بود ... دیدم داری میخندی ! میگم چی شده ؟ میگی امیسی میخنده و به عکست اشاره میکردی:))))))

امروز رفتم باشگاه ثبت نام کردم ! همین کوچه بالاییمون ... امیتیس رو هم فقط روزای زوج میخوام ببرم مهد ... ببینیم چی میشه حالا !

به دستشویی میگه ددوسی! دفعه اول فک کردم میگه عروسی :)

حروف بزرگ انگلیسی رو کامل بلده دخترم و همه جا میشینه میخونه بعدم دست میزنه و میگه هورااا

دیگه ذهنم یاری نمیکنه !

 

 

پسندها (1)

نظرات (1)

گلپر
5 آبان 93 7:51
خاله قربونت بره ، انقدر شیرینی شما و بلا . خاله جون امروز صبح که پسرک خوابیده فرصتی دست داد در حین کار کردن با لپ تاپ به وبلاگت سر بزنم و بتونم کامنت بگذارم همیشه وبلاگت رو با موبایل و آیپد میخونم و قربون صدقه ات میرم اما اونجا امکان کامنت گذاشتن نیست . بوس برای خودت و مامان خوشگلت .
مامان آرام
پاسخ
قربون شکل ماهتون خاله گلی همین که میای میخونی لطف میکنی ببوس قندعسل رو