348. کلمات جدید !
شکلات : آداداس!
آبنبات : آباداس !
امروز صبح اومدم ببرمت مهد و دیدم با اینکه هیییییییییییییی بهت میگم کتاب دوستته و نباید پاره ش کنی بازم کتابتو پاره کردی ... چیزی بهت نگفتم ولی خودت خیلی بانمک برگشتی میگی : باز پاره ؟؟؟ نه نه نه نه نه :))
همینجوری نشسته بودی دیدم داری به خودت میگی : این نه نه نه نه ئه و دستتو تکون میدادی و این هورائه و دست میزدی :))
داشتی شام میخوردی و رو به روت عکست قاب شده بود ... دیدم داری میخندی ! میگم چی شده ؟ میگی امیسی میخنده و به عکست اشاره میکردی:))))))
امروز رفتم باشگاه ثبت نام کردم ! همین کوچه بالاییمون ... امیتیس رو هم فقط روزای زوج میخوام ببرم مهد ... ببینیم چی میشه حالا !
به دستشویی میگه ددوسی! دفعه اول فک کردم میگه عروسی :)
حروف بزرگ انگلیسی رو کامل بلده دخترم و همه جا میشینه میخونه بعدم دست میزنه و میگه هورااا
دیگه ذهنم یاری نمیکنه !


348. کلمات جدید ! 
